تبليغاتX
به نام خدای یکتا

به نام خدای یکتا

حرف دل

سلام به خودم

سلام و خسته نباشی به خودم

شنیدید تا حالا کسی به خودش سلام و خسته نباشی بگه؟

بخدا من که نشنیده بودم تا امروز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم دوباره چقدر کار و مشکل و مسئولیت و گرفتاری

خود به خود بدون اینکه اصلا فکرشو هم کنم یهو به خودم گفتم سلام خانم واقعا خسته نباشی

نمیدونم چرا خودم و یه دفعه اینهمه مشغول کردم البته بیشتر کارام فکریه بعد عملی

بازم نمیدونم شاید خدا حرف دلمو شنیده و خواسته بهم ثابت کنه که اینجوریه هر کاری مشکلات

خاص خودشو داره

ولی بخدا من تا الان هیچ کدوم از دوستایی که با من همکارن و این همه گرفتار ندیدم

البته از طرفی هم خوشحالماااا

چون دارم حسابی خبره میشم

مثلا برا یه جلسه تو شهرمون ۱۰ تا از خانما رو انتخاب کردن که یکیشون من بودم

تو دفتر امام جمعه جمع شدبم که من خودم تمام برنامه هاشون و طرح کردم و برنامه ریزش هم خودم بودم

البته اینا همه از لطف خدای بزرگه که شامل حال من شده

واقعا خسته نباشم

**************************************************

 

شکسپیر گفت :

I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

Because I don’t expect anything from anyone,
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

Expectations always hurt ..
Life is short ..
So love your life ..
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..
زندگی کوتاه است ..
پس به زندگی ات عشق بورز ..

Be happy .. And keep smiling .. Just Live for yourself and ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..

Befor you speak » Listen
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

Befor you write » Think
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

Befor you spend » Earn
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش

Befor you pray » Forgive
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

Befor you hurt » Feel
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

Befor you hate » Love
قبل از تنفر » عشق بورز

That’s Life … Feel it, Live it & Enjoy it.
زندگی این است … احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

 


+ نوشته شده در ساعت 9:31 توسط یکتا |


مبارک باد این ایام

 

 

ولادت با سعادت أمّ ولادت با سعادت .ام أبیها ،کعبه دلها ،

حضرت زهرا(س) دخت رسالت

- همسر ولايت- مادر امامت- باعث خلقت-

شافع امت- جواز جنت- نزول رحمت-

بانوي سراپرده عصمت و عظمت و کوثر پيامبر حضرت صديقه ي کبري و انسيه حورا

اول به (امام عصر والزمان ص )بعد به شما دوستداران اهل بیت تبریک و تهنیت عرض می کنم

دریا غریق مرحمت بی کران تو

هفت آسمان تجلی رنگین کمان تو

خورشید ناز می کشد از ذرهای خاک

آنجا که صبح می گذرد کاروان تو. . .

صدها فرشته بال نهادند بر زمین

تا دامن خدیجه شود میزبان تو

بهتر شد آن زنان قریشی نیامدند

حوا و مریم اند پرستار جان تو

بر قلبهای خسته ما هم نزول کن

ای جبرئیل تا به سحر هم زبان تو

الهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در ساعت 1:0 توسط یکتا |


اینروزا محتاج دعایم



+ نوشته شده در ساعت 5:40 توسط یکتا |


یاد زهرا ص

باز امشــب ياد زهــــرا مي كنـم     ياد تنــــــهایي مولا مي كــــنم

يادي از شبــــهاي غمگين علـي     يادي از غمهاي ســنگين علی

باز امشـــب نوحه خواني میـكنم     ديده ام را آســــماني مي كنم

يادي از بغض غـــــريب آســـــمان     يادي از قبر عزيز بي نشــــــان

باز ياد گــــــــريه هاي بي صـــــدا     باز ياد گـــــــريه هاي بي ريــــا

يادي از شب يادي از شب ميكنم     يادي از غمهاي زينب مي كنم

يادي از تشييع زهرايت علـــــــــي     از سـکوت سخت فردايت علی

اي علي امشب دلم را غم گـرفت     هستي ناقابلم را غــــم گرفت

اي علي از غم دلم بيتـــــــاب شد     كوه احساســــم برات آب شد

اي علي دســــت من و دامــــان تو     اي علي فقر من و احسان تو

.....



سلام من به تو يا صاحب الزمان به فدايت
چه مى ‏شود شنوم در كنار كعبه صدايت
سلام من به تو اى روح حج، حقيقت ايمان
عزيز گمشده‏ ى دل يگانه مهدى دوران
سلام من به مدينه به آستان رفيعش
به مسجد نبوى و به لاله‏ هاى بقيعش
سلام من به على و به حلم و صبر عجيبش
سلام من به بقيع و به چهار قبر غريبش
نشسته باز دلم پشت درب بسته ‏ى آنجا
گرفته دلم باز بهر قبر مخفى زهرا
تو اى مسافر شهر مدينه در دل شبها
نبود هر چه گشتيم نشان ز مرقد زهرا
سلام من به تو اى بانويى كه مرد نبردى
ز غير هر چه كه ديدى به يار شِكوه نكردى
سلام من به بازو، كبودى رويت
به سرخ فامىِ اشك تو و سپيدى مويت
مدينه منزل قرآن، مدينه محفل قرآن
درون دل خبر دارى تو از درد دل قرآن
مدينه شهر پيغمبر مدينه شهر پيغمبر
خدا بر تو نظر دارد كه هستى شهر پيغمبر
مدينه شهر گلهايى، چه گلهايى همه پرپر
مدينه شهر پيغمبر مدينه شهر پيغمبر
بود كعبه گرفتارت كه هستى تربت زهرا
چرا با ما نمى ‏گويى حديث غربت زهرا
مدينه شهر پيغمبر مدينه شهر پيغمبر
چرا خاموش‏و دلگيرى مدينه شور و شينت كو
امام مجتبايت كو حسينت كو حسينت كو
به بالاى سر محبوبه ‏ى حق آه و واويلا
نشسته ساقى كوثر، شكسته آه و واويلا
مدينه شهر پيغمبر مدينه شهر پيغمبر

الهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در ساعت 0:53 توسط یکتا |


حرف دل فاطمه به ما

غریب من.......... غریب من........... یا ولدی!

آی شیعه ها فاطمه ام مادر مهدی

کاشکی می شد خودم بشم یاور مهدی

آی شیعه ها فاطمه ام همسر مولا

که شده هستیم فدای سر مولا

آی شیعه ها فاطمه ام یاور حیدر

برای یاری امامم شده پر پر

دوباره میبینم علی غریب و تنهاست

به جای خونه نشینی ساکن صحراست

کاشکی میشد بازم بشم سوار استر

خونه به خونه بزنم برای او در

همش میگید کاشکی شما مدینه بودین

به جای من تو کوچه ها سیلی میخوردین

همش میگید کاشکی توی کربلا بودین

سپر اهل بیت جلو هر بلا بودین

حالا که تو اون زمان توی این دنیا نبودین

برای صاحب الزمان خود چه کردید؟

غریب من.......... غریب من........... یا ولدی!

دوباره کربلا هنوز ادامه داره

حسین دیگرم در انتظار یاره

دوباره عاشورا مکرّر شده امروز

ندای هل من ناصرش بلنده هر روز

همش میگید کرب و بلا بهشتتونه

جون دادن برای ما آرزوتونه

همش به لب ذکر حسین حسین دارین

به یاد بین الحرمین زمزمه دارین

ولی دل حسینم از شما گرفته

یادگارش تو صحرا ها غریب و خسته

هر کسی راست میگه الان یاور او شه

نوکری حسین میخواد نوکر او شه

اگه که از عشق حسین گفتگو دارین

حسین این زمونه رو تنها نذارین

دیگه حسن(ع) حسین(ع) ابالفضل(ع) شما اوست

حتی در این زمان علی(ع) مرتضی اوست

غریب من.......... غریب من........... یا ولدی!

آخه مگه طاقت یک نفر چقدره

مهدی من به خدا خدای صبره

او پدر امّته و طاقت نداره ببینه

گمراهی جامعه رو کنه نظاره

بی بندوباری! ,از یه سری

بقیه هم بهر فرج نکرده کاری!

یه عده گویی اصلاً امام ندارن

یه عده هر وقت که میان حاجتی دارن

بشریت هلاک درد بی امامی

می میرن از جهل و ز ما نبرده نامی

شیعه هم از امام خود غافل نشسته

فرج و اون جور که بایدهنوز نخواسته

غریب من.......... غریب من........... یا ولدی!

هر کی یه جوری میسوزونه او رو کم و بیش

شرمنده ی خدا شده از امّت خویش

دخترای شیعه که ناموس او هستن

میبینه در حجاب حریم ها رو شکستن!

شیعیان ما به خلاف اهل سنت

به راحتی ترک میکنن نماز جماعت

جوونهایی رو میبینه با بی گناهی

ز بی کسی میرن به دامن تباهی!

فلسطین و مسجد الاقصی رو میبینه

چی کار کنه علی من خونه نشینه

مهدی من چشم خداست اینو میبینه

در دل پر خونش غصه میشینه

چقدر دعا کرد برای دفع بلاها

با اشک های شبانه اش شسته گناها

چطور برای مریض خود پزشک میارین

برای درد غیبت دست روی دست میذارین؟

مگه که روزی و شفاء دست خدا نیست

عطای او که از تلاشتون جدا نیست

برکت از خداست ولی حرکتتون کو؟

امامتون تو صحرا هست غیرتتون کو؟

غریب من.......... غریب من........... یا ولدی!

مگه نفرموده دعا دعای بسیار*

چرا جماعتی نکرده اقامه ی این کار؟

نامه نوشت به شیخ مفید چرا نخوندین؟**

هزار ساله غصه رو بر دلش نشوندین

مگه نفر موده اگر شیعه وفا داشت

زود تر از این سعادت دیدار ما داشت

مگه نفرموده ظهورم ناگهانی ست

شیعه ی او نشسته در پی نشانی ست!

مگه نفرموده نماز اوّل وقت

اطاعت شما و چه وقت و بی وقت!

مگه نفرموده کلید قفل غیبت

وفای شیعان بود به عهدو بیعت**

مگه نفرموده دعا چاره ی کاره

خدا ببینه مهدی ام خواهان داره

مگه خدا نگفته سر نوشت هر قوم

تغییر نمیکنه مگر به دست مردم

شیعه ی ما نشسته دست روی دست گذاشته

تا فرج از آسمون براش ناگه بیوفته

اون وقت میخواید خدا برسونه آقاتون

از امریکا و اسراییل کنه رهاتون

غریب من.......... غریب من........... یا ولدی!

هر وقت میاد در مدینه به یاد کوچه

صدای یه سیلی به گوش او می پیچه

میشنوه از در و دیوار همون ندایی

که گفته بودم ولدی مهدی کجایی؟

مهدی من غیرتیه طاقت نداره

اسیری زینب و پیش نظر آره

من که طاقت نداشتمو جون دادم آخر

که باشمو نظر کنم غربت حیدر

حالا هزارو صد ساله میونه صحرا

به حجت خدا کنه نظاره زهرا(س)

اگه که یه ذره به من علاقه درین

هر گوشه ای یه مجلس دعا بذارین

ظهور او رسیدنی ست باور نمایید

یکی از این شبها یی که سحر نمایید

ظهور او گرفتنی ست خدا می دونه

اگر از او بخواید به خوبی می رسونه

ظهور او چه دیدنی ست کاشکی بدونید

بیاید و خدا رو روز و شب بخونید

غریب من.......... غریب من........... یا ولدی!

*امام زمان(ع) فرمودند:در رابطه با تعجیل در فرج زیاد دعا کنید

که فرج و گشایش امور شما نیز بدان بستگی دارد

(غیبت شیخ طوسی ص117)

در قسمتی از نامه ی امام زمان(ع) به شیخ مفید: **

اگر شیعیان ما_ که خدوند ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد_ یکپارچه شوند و با دلهای

متّحد و بهم پیوسته به عهد خویش با ما وفا میکردند هرگز سعادت دیدار ما از آنان

به تاخیر نمی افتادو با سرعتی عجیب سعادت محضر ما را درک میکردند و زودتر از

این به دیدار ما نایل میشدند وآن چیزی که مارا از آنان دور کرده و محروم نموده

گناهان و خطاهائی است که مرتکب میشوند(باعث طولانی شدن غیبت میشود) و

ما چنین انتظار و توقعی از آنان نداشتیم

کتب شیعه و ارشاد شیخ مفید (ره)

امام زمان(ع) فرمودند: خدا را درباره ی ما در نظر بگیرید ما را تنها نگذارید

و یاریمان كنید تا خدا شما را یاری كند

بحارالانوار ج 52 ص 239

 

یا رب الزهرا(س) به حق الزهرا (س)اشف صدر الزهرا(س) به ظهورالحجه(ع)

 

+ نوشته شده در ساعت 11:58 توسط یکتا |


دلم بد جور گرفته

دلم گرفته

اینروزا دلم غبار مدینه رو روی خودش گرفته

غبار کوچه ی بی کسی زهرا ص

غبار دل حسن ع

حسن جان قربون دلت برم که کوچک بودی و نتونستی انتقام بگیری

فقط شانه ات عصای زهرا شدو فقط یه جمله گفتی. مادر خونمون از این وره تو داری کجا میری

انگار یه بغضی تو گلومه که بعضی وقتا می ترکه و با ناله هام می دونم منم کمتر از مغیره نیستم

با هر گناه یه سیلی به زهرای مرضیه می زنم

دلم گرفته

برا کبودی صورت زهرا ص

برا بازوهای ورم کردش

برا پهلوی شکستش

برا درد و دلاش

برا غریبیش


برا یتیمیش


برا جوونیش

برا بی حرمتی که بهش کردن


برا شبونه غسل و کفنش کردن


دلم گرفته دلم گرفته برا روزای بی مادری حسن و حسین

برا خونه ی سوت و کور علی ع

برا قبر بی اثرش

برا اینکه ما با رفتارمون زخم دلشو بیشتر می کنیم


فقط می تونم بگم

الهم عجل لولیک الفرج


 
+ نوشته شده در ساعت 18:41 توسط یکتا |


فاطمیه

فاطميه قصه گوي رنجهااست  * * *  

 بهترين تفسير سوز مرتضي است


فاطميه جنگ اشعار علي است * * * 

شرح حال چشم خونبار علي است

فاطميه  شعر داغ لاله است *  *  * 

 قصه زهرا ي هجده ساله است


فاطميه آتش افروز دل است * * *

 احتجاجش يك كتاب كامل است


فاطميه سينه چاك دردها است* * *

شاهد نامردي نامرد ها است

فاطميه مهر زد تاريخ را * * *

در دل آتش گدازد ميخ را


فاطميه سوخت درب خانه اي * * *

 شمع را كشتند با پروانه اي

فاطميه سوز دل را ساز كرد * * *

 دفتر داغ علي را باز كرد

فاطميه شرح ديوار و در است * * *

 در مقام صبر زينب پرور است

فاطميه ناله زهرا مي زند * * *

داد مظلومي مولا مي زند


فاطميه آتشي افروختند * * *

خيمه هاي كربلاء را سوختند


فاطميه فاطمه اعجاز كرد * * *

انقلاب كربلا را ساز كرد


فاطميه ماه گل افشردن است * * *

 فتح باب تازيانه خوردن است

فاطميه قفل غم را شد كليد * * *  

چونكه دارد هم شهيده هم شهيد


فاطميه صورتش نيلي شود * * *

 تا رقيه شاهد سيلي شود

=================

التماس دعا....

+ نوشته شده در ساعت 15:37 توسط یکتا |


سفر یه روزه

سلام به شما دوستای خوبم خدا کنه که همگی حالتون خوب باشه و سال خوبی رو شروع کرده باشید

من که این روزا کمی گرفتارم ولی با این اوصاف بازم خدا رو شکر هزار مرتبه

این داستان سفر برام بهانه ای شد تا کمی خودمونی حرف بزنیم

چند روز پیش یه سفر یه روزه داشتیم البته بدون بچه ها فقط خودم و آقای شوهر.

آخه بنده خدا هفته ی اول مرخصی بود که ما کلا مهمان از مشهد داشتیم ماشالللللهکه نتونست هیچ کجا بره و هفته ی دوم هم که دیگه اداره بود و کارو کارو کار

تا چند روز پیش دو روز بهش مرخصی دادن و گفت بیا بریم استان فارس خونه ی مادر جون که منم از خدا خواسته آماده شدم سه سوت .

و بچه ها رو وللش و رفتیم

 البته اینم بگماااا بچه های من زیاد در نبود من اذیت یوخدر

خلاصه رفتیم و نزدیکای شهرمون که رسیدیم هوای اونجا با هوای بوشهر ۹۰درجه تغییر کرد واااای چه هوایی چه دشتی و چه طبیعتی باور کنید از روزای عید قشنگتر بود

تصور کن هوای ابری و بارون و رعد و برق و تگرگ چه میشه تو این اوضاع گوسفندا و چوپانشون

هم که دیگه تو طبیعت حرف اول و میزنه سرو از ماشین کرده بود بیرن و جیغ میکشید

 وقتی اون شاد بو منم شاد بودم آخه واقعا چند وقتیه که فکرش خیلی مشغوله

بگذریم....

رفتیم خونه مادر و نهار و خوردیم و برادرم گفت همین الان بلند شین بریم کوه

خونشون با کوه زیاد فاصله نداره تو اون کوه هم یه جای تاریخی داره به نام (چهارطاق)

جای جالبیه با طاقهای کوچک مثل سایه بون ما با چای و میوه رفتیم از کوه بالا البته تو بارون

تا رسیدیم به یه طاق کوچک که میشد زیرش نشست و مزرعه و تمام زراعت

رو میشد با رنگ سبزهای متفاوت دید جاتون خالی بود واقعا...

ما خواستیم بشینیم برادرم گفت اینجا من اومدم یه مارمولک بزرگ هست

برادرم چون همیشه شوخی می کرد من گفتم بی خود الکی نگو هیچی نیست

من میشینم ببینم مارمولک کجا بوده

وااااااااای گفتن من تا افتادن مارمولک رو سر من ثانیه طول نکشید منو باش که دیگه چه کار کردم

بخدا نمیدونستم که رو کوه هستم می خواستم خودم بندازم پایین جییییییییغ اونا هم بنده خدا هوای

منو داشتن من نیوفتم بمیرم برا مادرم چقده به خودش حرف زد که من مقصرم

تو اومده بودی حال و هوات عوض شه چی شد

بعدش هم من تا تونستم به برادره حرف زدم که تو به عمد منو اوردی اینجا اونم فقط می خندید

خوب ما رو بلند کردن و رفتیم جایی دیگه نشستیم داشتم چایی می خوردم

و نگاه دور و برم میکردم که نکنه دوباره سروکله ی اون لعنتی پیدا شه که وااای حس کردم

 رو کمرم یه چیزی داره میره بالا که دیگه نگوووو من چه کار کردم اونقد جیغ زدم که گلوم گرفت

بعد دیوونه برادرم گفت بابا بشین من بودم با انگشت رو کمرت زدم

که دیگه نتونستم خودم و بگیرم تا تونستم زدمش

مادرم که دیگه نگو عزیزم اینقده دعواش کرد

خواهرم و شوهره هم که برام ترسیده بودن که نکنه من بیوفتم از کوه

خلاصه همش گرفتار ترس و استرس بودیم

ولی بعدش ما رو برد سد.و جبران کرد سد هم قشنگ بود و خیلی وحشتناک اونجا هم ترسیده بودم

ولی با این همه ترس خیلی خیلی لذت داشت آخه من عاشق بارونم و هوای آزاد و طبیعت زیبا

-------------------------------------------------

پی نوشت=از زندگی فقط لذت باید برد ولی گاهی وقتا مشکلاته زندگی لذتها رو کم رنگ می کنه

پی نوشت=در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق. خدا جهان را رنگ كرده است. رنگ عشق. و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشك نخواهد شد.
از هر طرف كه بگذری، لباست به گوشه‌ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.
اما كاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی‌پروا بگذر، كه خدا كسی را دوست‌تر دارد كه لباسش رنگی‌تر است.

 

+ نوشته شده در ساعت 9:25 توسط یکتا |


یا فاطمه

 

+ نوشته شده در ساعت 17:40 توسط یکتا |


کجایی مولای من

هوای آمدنت را از آسمان و زمین نفس می کشم

 

مولای من ، مهدی جان

در کدام زاویه نشسته ای ، در کدام کوی و برزن منزل داری

نشانه تو را از کدام دوست و آشنا جویا شوم

 

آقای من

کجایی، کجایی تا از پس هوای سپری شده دیروزها ، زمزمه آمدنت در فرداها آسمان و زمین را بنوازد

تا کجا و کی از خاطره دستهای گرم تو که عدالت را مهمان همه جان ها میکند بگوییم و بگوییم و بسوزیم

 

ای حاضر و ناظر

تا کجای این وادی بی نشان ما را به انتظار می نشانی و با کدامین آیه ما را به صبر فرا میخوانی

ای شریف ترین سوگند خدا ، ای آیه زنده تطهیر و ای نور دیده ناامیدان

دل های پر تلاطم ما به نگاه و دستان گرم و پرخیر و برکت تو بسته شده

بیا، بیا و التیامی باش بر قلب زخم دیده عاشقانت

 

ای آفتاب درخشان

بر ما بتاب و نور خداییت را از ما دریغ مدار 



+ نوشته شده در ساعت 11:54 توسط یکتا |